آخر چی کار داری با آسمان آبی 
بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
مثل شراب ها نه بانوی من تو در من
سرگیجه های بعد از نوشیدن شرابی
با موی لخت و تیره چشم خمار و خیره 
تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی

هر شب به خواب دارم مبینمت تو اما
یک شب نمی توانی با یاد من بخوابی

با یاد تو چه زیباست در دوردست هایش
تنگ غروب دریا تلفیق زرد و آبی

آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی